خسته ام ... نه حوصله ی خواب دارم و نه حوصله ی بیداری ...
دنیا می چرخد با غم هایی که پایان ندارند و انسان هایی که خسته می شوند ... مثل دست من ... ذهن من ... روح من ...
روح ... روحم توان حرکت ندارد ... توقف ... در جا ... سکون در یک نقطه بدون شعاع بدون دید ... نه خطی نه خوانش دنیا ... دنیای سیاه و تبار بی تباری ... زندان درون و درون زندان ... شیاه و سفید و سفید و سیاه ... زندگی و گذر و گذر و زندگی ... نوشتن مثل خط و دیدن مثل خوانش ... حال اکنون ، اکنون حال ... به چه چیزی نیندیشم ، نیندیشم به چه چیزی ...
ثانیه هایی که می بخشند و می بخشایند ... بخشایش ... گذشت ... اُنس ... شفقت ... عاطفه ... الفت ... زندگی ... خلق عادت ... خرق عادت ...
آه ای انسانهای ناخواسته ی رنجور بنالید به دست به راه به تن به هرچه که نیست به هرچه که هست به هرچه که فانی است به هرچه که مانی است ... هیچ ... افق ... فُق ... ق ِ ...
قاف ... ق ِ ... چه واژه ای بدون استدلال از مرز ذهن به دنیای پرطلاطم ... چه "ط" ای شد! تلاطم گونه ... نه بنشینی ... بایست ... بباز ... به باز ... باز ... پرنده ی خوش اقبال دوش پادشاه ... دوش ... دیشب ... شب نور ... شب ترانه ... شب سرود و امشب ... صدای من ...
من ... من ... در درون بیرون زندگی ... پوچ ... خالی ... هوا ... حوا ... حوای آدم و هوای آدم ... آه ... آه ... آه ... از روزگاری که دنیایم را تیره می کند و سفید سفید سفید می شود ... مثل دندان مثل خدا ...
کجایم !؟ در کدام سو ؟ در کدام دیار در کدام هوا ؟ در کدام جان !؟ در کدام کالبد ؟! آه کالبد ... جسم ... ناتوان مثل زبان مثل فکر مثل رؤیا ... خیس از جوهر سکوت ... آه ... دنیای ساده ...
مکعب های زندگی ... دفترهای زندگی ... مثل سایه مثل غبار ... پیکر من ، پیکر تو ... روح من ، روح تو ... کدام !؟ کجایند همه ؟!!
بنال ای مرغ سحر خوان ، خروس سکوت ِ صدا ، به تاراج می برم اندیشه ام را ، ذهنم را ، خوابم را ! به کدامین نگاه ؟! تا کجا !!
غریبم ، درون شب بی روزنم ... روزنه ... نه روز نه ... روزنه ... شیار ... غباری که در اتاقی تاریک جان می گیرد از روزنه بوجود می آید! آه یک جمله ی پر از کلمه نوشتم و پر از صدا ... کدام صدا !؟
روح صدا ... جان بگیر ... زنده شو ... زنده کن ... زندگی کن ... حیات ... حیاط ... محدوده ... فضا ... دانش ندارم این رو ادامه بدم ... چون روح ندارم ... مثل صدا ... صدا یعنی زبان یعنی فکر ... یعنی اراده ، یعنی قدرت ، یعنی حرکت ، یعنی موقعیت ، یعنی زمان ، یعنی ...
آه ، می گویم "یعنی" !!! زمان زمانه را نمی شناسد ... به حرکت وابسته نیست ... به روز ، به شب ، به خورشید و ماه و مدار ، به جاذبه و دافعه ، به درک و موقعیت ، به هدف ... زمان در حال زمانی دیگر است ...
خسته نیستم ... روح جان دارد ... مثل تن ، مثل خاک ، مثل گل ، مثل گیاه ، مثل ریشه ...
اینها را می نویسم تا صدایم در بیاید ... تا حرف بزنم ... یک جمله ... یک کلمه ... یک حرف ، یک واژه ...
آه تکرار ... مثل روز و شب ... مثل خوردن آب ...
تشنه ام ... سیرابم کن ... از حیات ... از جاودانگی ... از جان ...
((سوال:"چرا بعضی جوامع فرد گرا هستند و برخی جمع گرا؟!"
و "چرا اونایی که فرد گرا هستند موفق تر هستند؟!!"
"به چه چیزایی بستگی داره؟!" ))
...
آرکی تایپ(کهن الگوی)" کارل یونگ"
« هر جامعه ای دارای یکسری اطلاعات هست که از قدیم نسل به نسل منتقل می شه؛
شاید تشبیه و تعبیر کاملا" درست نباشه اما یه چیزی مثل ژن که باعث می شه فرد
خصوصیت نسل قبل رو به ارث ببره ، همچنین چیزی وجود داره که باعث می شه فرد
خصوصیات خودشو به ارث ببره . خب این باعث می شه تا حدودی دلیل اختلاف مشخص بشه
یعنی می شه به سوال در وهله اول این جواب رو داد که بر طبق نظریه یونگ این موضوع
بدیهی هست و چرا نداره....
خلاصه همینه که هست و تغییر هم نمی کنه اما
این قضیه یه بُعد دیگه هم داره و اون بُعد محیطی هست.همونطوری که شرایط محیطی مثل آب و
هوا روی افراد اثر می ذاره ؛مثلا" اهالی استوا پوست تیره و چشم و ابروی مشکی دارن ؛چون خورشید
زیاد بهشون می تابه ، قد بلند و اندام وسیع دارن؛ چون اکسیژن زیاده در اثر درختهای زیاد ،
افرادی که توی قطب زندگی می کنن،پوست سفید و چشم و رنگ پوست
و موی روشنی دارند،با قدی کوتاه.
همینطوری که شرایط محیطی روی ظاهر تاثیر داره ، می تونه روی اخلاق و افکار هم تاثیر داشته باشه.
مثلا" افراد ساکن کوهستان اخلاق محکم ، استوار و تقریبا" خشن دارن اما انسانهای کنار دریا و
ساکنان دشت ها منعطف تر هستن...همین می تونه باعث اختلاف در نوع تفکرات هم باشه »**.
...
..............
:- **از خانم مالکی عزیز ،معذرت می خوام اگه جایی از متن رو فراموش کردم بنویسم)
:- آرکی تایپ را به تعبیر یونانی همان صور/مُثل افلاطونی می نامند.
:- سوالات رو یه کم تغییر دادم.
:-ممنونم از راهنمایی هاتون. روز معلم رو تبریک می گم خدمت شما و استاد عزیز.![]()
![]()
:-اینجا رو ببینید :به سوی سیمرغ ؛با عنوان عالمی دیگر باید ساخت
:- چیست این سقف بلند ساده بسیار نقش
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست
... .
