تبليغاتX
هویت - دلتنگی آدم را به باد ترانه ...
...

 

شعر بدون اسم2


مگر که جویمش
مگر که بینمش
مگر که بویمش
کجا مگر فتاده او؟»

و ميرود
كوبكو
...
كنون اي سرا پرده داران شب
خموشي گزينيد .
به بينيد . »
كه شادي رقصان تن آلوده كرد
بنامحرمان ،
و خود را از قر قصه آسوده كرد
و آن گام بيچاره خاموش شد
طپشهاي شادي و آهنگ گام
بياميخت با هم
وزآن خاست
-همهمه اي شايد
زمزمه اي شايد
بشنويد ناله جان كندنشان را
لاله اي نيست
بوسه اي نيست
از چمنهاي اگر رويد مگر
لاله هاي سرخ و گلها سرختر»
خواب خيره با چنين لالايي روياپذير
خانه ميگيرد
در درون ديده ياران شب
و از چمنهاي دور
من ميشنوم نفس گرم پر آهنگ ميلاد لاله ها و گلهاي تازه رو را
در گوش من فرياد ميزنند :
-« آمديم!آمديم!
از نواي ما جهان
پر نوا شود
از صداي ما جهان پر صدا شود
بشنويد!آمديم
بشنويد!آمديم
اين صداي گام مااست
اين صداي پاي مااست...»
روزي اين آهنگ دور
حتم دارم ميشود آهنگ رقص پي درنگ شادي فرخنده اي*

7/3/1336 تهران

* بهارم صادقي ،  بازمانده هاي غريبي آشنا،تدوين محمد رضا اصلاني

 

همیشه همان

شب همان و ظلمت همان

تا چراغ همچنان نماد امید بماند

راه همان و از راه ماندن همان

تا چون به لفظ <<سوار>> رسی

مخاطب پندارد که نجات دهنده ای در راه است

((مدایح بی صله...شاملو))

 

 

 

نوشته شده توسط  در ساعت 16:27 | لینک  |